تبليغاتX
به سوی کانادا(Towards Canada)

That's Mom

Why mother is always so special:When I came home in the rain,Brother asked why you didn't take an umbrella. Sister advised why you didn't wait till rain stopped. Father angrily warned, only after getting cold, you will realize. But Mother, while drying my hair, said: stupid rain! Couldn't it wait till my child came home? That's MOM.... drying my hair, said: stupid rain! Couldn't it wait till my child came home? That's MOM....

!! نوشته شده توسط شهرام | 0:12 AM | Thu 21 Jan 2010

روز خوشی خواهد بود!!!

من اصولا" ادم بد شانسی نیستم ولی این رو خوب فهمیدم که اگر بدشانسی بهم رو کنه پشت سر هم میاد و ول کنمم نیست.امروز صبح اول وقت یکی از شاگردام زنگ زد و کلاس بعد از ظهرش رو کنسل کرد.البته من از دوستان خواسته ام که اگر قرار شد کلاسشون رو کنسل کنند یک روز زودتر خبر بدهند تا من شخص دیگری را جایگزین کنم ولی خوب بعضی وقتها accident happens accidently و کاریش هم نمیشه کرد.یک هفته یش از من خواستند تا برای دریافت حقوقم از یکی از موسسات زبان بک حساب سیبا باز کنم و هیچ حساب دیگری هم قبول نمیکنند .من هم که باور کنید اگر ازم بخوان تا فردا صبح یکسره  و بدون حقوق درس بدم حاضرم تا اینکه برم بانک حساب باز کنم .با لاخره رفتم و چیزی حدود یک ساعت و ربع طول کشید تا اقای خوش اخلاق برام حساب بازکرد و گفت یک هفته دیگه بیا کارت ورمزت رو بگیر.من هم خوشحال که بالاخره تمام شد و هنوز به خانه نرسیده بودم که موبایلم زنگ زد و دیدم همون اقا خوش اخلاقه هست و میگه من یادم رفت کارت ملی وشناسنامه رو به شما بر گردونم(لازم به توضیح که هیچگونه عذر خواهی صورت نگرفت)البته خودم هم می بایست چک میکردم ولی از بس این اقا کارهای مختلف انجام داد و من خسته و کلافه شده بودم که فرار کردم.برگشتم بانک و مدارک رو به من داد و گفت پایین فرم را هم باید امضا کنی که البته پشت فرم بود و قبلا" که ازش پرسیدم گفت نه نمیخواد.امروز رفتم که کارت و رمز را بعد از یک هفته بگیرم که دیدم ان اقا خوش اخلاقه نیست و همکار خوش اخلاق تر از ایشون هستند.از ایشون خواستم که کارتم رو بدهند و ایشان هم یک دفتری رو نگاه کردند و گفتند نیامده گفتم خوب برم کی بیام (جمله معروف)گفتش فیشت رو به من بده و زد تو کامپیوترش و گفت اصلا" برای شما درخواست کارت نشده من الان درخواست میدم شما برو یک هفته دیگه بیا کارتت رو بگیروقتی خواستم اعتراض کنم امان نداد و گفت اشتباه همکارم به من ربطی نداره  تازه بیا خوبی کن.من هم چون میخواستم بیشتر از این تکریم نشم دست از پا دراز تر برگشتم خونه.فقط امیدوارم تا شب همه چیز به خیر بگذره.

!! نوشته شده توسط شهرام | 1:47 PM | Tue 19 Jan 2010

DEATH

I am not afraid of death,I just don't want to be there when it happens.Woody Allen

 

!! نوشته شده توسط شهرام | 10:30 PM | Sun 17 Jan 2010

غربت

غربت مثل سرطان پوست میمونه؛اولا میشه با کرم و 100 تا چیز دیگه مخفیش کرد و نشونش ندی ولی آخرش توی پوست و گوشت و اسخونت نفوذ میکنه و از پا در میارتت... رضا کیانیان(یه بوس کوچولو)
!! نوشته شده توسط شهرام | 11:57 PM | Sat 16 Jan 2010

مهاجرت نخبگان

كدخبر: ۹۵۹۶۶

تاريخ انتشار: ۱۴ دي ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۲

 

مهاجرت نخبگان و تاثير آن روي IQ

 

دکتر شهرام يزداني / دانشيار دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي

اعلام ميانگين ضريب هوشي 84 براي ايراني‌ها، سبب تعجب بسياري از نخبگان ايران گرديد. عده‌اي با انکار اين آمار درصدد اعتراض به آن برآمده‌اند، اما براي اينجانب، اين آمار هيچ‌گونه جاي تعجبي نداشت، زيرا اين موضوع را در سال 1379 در سخنراني در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي تحت عنوان نظريه ترقيق هوشي (Intellectual Dilution) پيش بيني کرده بودم. در اين مقاله به اختصار علل افت ميانگين ضريب هوشي در کشور را بررسي خواهم کرد و سپس به راهکارهاي مقابله با اين رخداد تلخ خواهم پرداخت.

 ضريب هوشي چيست و اهميت آن در چيست؟

ضريب هوشي IQ يك نسبت است كه از تقسيم سن عقلي بر سن تقويمي ضربدر صد به دست مي‌آيد. اگر سن عقلي با سن تقويمي يكسان باشد، ضريب هوشي صد مي‌شود ولي در بعضي مواقع در بعضي افراد سن عقلي بيشتر مي‌شود كه اين فرد هوشي بيشتر از ساير افراد دارد.


براي به دست آوردن سن عقلي راه‌هاي زيادي وجود دارد و معمولا كارشناسان از تست‌هاي خاصي استفاده مي‌كنند که جنبه‌هاي مختلفي مانند تشخيص الگوها، قدرت حافظه کوتاه‌مدت، استفاده فرد از واژه‌ها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط يا جبر، اطلاعات عمومي، محاسبات رياضيات، درک فضايي، منطق و املا را ارزيابي مي‌کند.


اخيرا در مورد صحت نتايج آزمون‌هاي هوش متداول شبهات زيادي وارد شده است. انجمن روان‌شناسي آمريکا در سال 1995 هوش را به عنوان «توانايي فهم مسايل پيچيده، انطباق موثر با تغييرات محيطي، يادگيري به دنبال تجربيات، استفاده از اشکال مختلف استدلال و فايق آمدن بر مشکلات از طريق تفکر» تعريف کرده است.

اين انجمن بر اين موضوع تاکيد دارد که آزمون‌هاي متداول هوش به هيچ وجه توانايي سنجش چنين سازه انتزاعي پيچيده‌اي را ندارد. مطالعات متعدد، ارتباط مثبت و قوي بين ضريب هوشي با موفقيت تحصيلي، ميزان درآمد، سطح سلامت، طول عمر و سطح اجتماعي و ارتباط منفي و قوي با بي‌کاري و ارتکاب جرايم را نشان داده است. به اين ترتيب موضوع ضريب هوشي پايين يا افت ضريب هوشي و در مقابل آن سازوکارهاي ارتقاي ضريب هوشي به يک مقوله راهبردي اجتماعي و اقتصادي در بسياري از کشورها تبديل شده است. به اين ترتيب دستيابي به ميانگين ضريب هوشي بالاتر يکي از ابزار توسعه و به طور هم‌زمان يکي از دستاوردهاي مهم توسعه محسوب مي‌گردد.

ضريب هوشي اقوام و ملل

مطالعات فراواني روي تفاوت متوسط ضريب هوشي در کشورهاي مختلف صورت گرفته است.

ميانگين ضريب هوشي در آمريکا و انگلستان حدود 100 است. اين عدد براي شهروندان ژاپني، چيني، کره‌اي، هنگ کنگي و تايواني 105 و براي ترکيه، کشورهاي خاورميانه و جنوب آسيا بين 78 و 90 و براي کشورهاي آفريقايي پايين تر از صحراي آفريقا بين 65 تا 75 است.

در اين ميان كشور ما ايران با ضريب هوشي متوسط 84 رتبه 97 را بين 185 کشور جهان دارا مي‌باشد. هوش يک سازه انتزاعي مولتي فاکتوريال محسوب مي‌شود و هنگامي که صحبت از تفاوت ضريب هوشي بين دو فرد مي‌شود تفاوت‌هاي ژنتيکي، تفاوت‌هاي محيط فيزيکي، تفاوت‌هاي محيط رواني و تفاوت‌هاي آموزشي به خصوص در دوران کودکي مي‌تواند توجيه کننده تفاوت ضريب هوشي باشد، اما هنگامي که با تفاوت ميانگين ضريب هوشي ميان دو کشور يا دو نژاد مواجه مي‌شويم قايل شدن به تفاوت ژنتيکي، به نوعي به معناي وجود نژاد برتر (ژن برتر) است.


در واقع در توجيه تفاوت ثروت ملل در طول تاريخ توجيهات زيادي آورده شده است. منتسکيو (1748) آب و هواي معتدل را مهم‌ترين علت براي ثروت ملل مي‌دانست، آدام اسميت (1776) مهارت‌هاي انساني، تخصص‌گرايي و وجود يک بازار آزاد را عامل اصلي توسعه فرض مي‌کرد، توماس مالتوس در سال 1817 شناسايي عوامل موثر بر فقر و ثروت ملل را مهم‌ترين چالش پژوهشي در حوزه اقتصاد سياسي مي‌داند. ديويد لاندز و ساموئل‌هانتينگتون عوامل فرهنگي (سخت‌کوشي، نظم، آرمان‌هاي بزرگ، همگرايي اجتماعي، احترام به کار، ارزش قايل شدن براي تحصيلات) را مهم‌ترين عامل موفقيت و ثروت ملل مي‌دانند.

در اين ميان يکي از جنجال برانگيزترين ديدگاه‌ها توسط ريچارد لين (2002) مطرح شده است، ريچارد لين ريشه‌هاي ثروت و فقر ملل مختلف را در هوش و استعداد ذاتي آنان مي‌داند و قايل به برتري ژنتيکي بعضي از اقوام و نژادها در مقايسه با سايرين است. موضوع ژن برتر و نژاد باهوش‌تر موضوعي است که در طول تاريخ به کرّات از سوي گروه‌ها و رهبران نژادپرست (مانند نازي‌ها و صهيونيست‌ها) اعلام شده است، اما تاکنون هيچ يک از شواهد ارايه شده نتوانسته است برتري هوشي يک قوم يا نژاد نسبت به ساير اقوام را به تفاوت‌هاي ژنتيکي مابين آنان نسبت دهد. جداي از عوامل ژنتيکي، عوامل محيطي متعددي روي ضريب هوشي تاثير مي‌گذارد وضعيت تغذيه‌اي به خصوص در دوران کودکي، استرس‌ها و تروماهاي رواني، فقر عاطفي و ارتباطي و کميت و کيفيت تحصيلات همگي بر ضريب هوشي تاثير مي‌گذارند. به عنوان مثال، نوزاداني که از شير مادر محروم‌اند ضريب هوشي کمتري دارند. ضريب هوشي کودکان مبتلا به کم‌خوني 5‌ تا 10 درجه کمتر از حد طبيعي برآورد شده است.

کمبود يد نيز باعث کاهش آموزش‌پذيري کودکان شده و ضريب هوشي آنها را به ميزان 5 تا 13 ( در موارد کمبود شدید ید تا 30 درجه، فوروارد کننده!) امتياز کم مي‌کند. به اين ترتيب مي‌توان در نظر گرفت که فقر و ضريب هوشي پايين هر يک ديگري را تشديد مي‌کنند و يک چرخه معيوب را تشکيل مي‌دهند. اين امر بخشي از ضريب هوشي پايين در کشورهاي آفريقايي و جنوب آسيا را توجيه مي‌کند.

مهاجرت نخبگان و ضريب هوشي

مهاجرت انتخابي نخبگان اثري مخرب بر توسعه ملل مي‌گذارد. بديهي است که بار توسعه و پيشرفت جوامع بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعه‌اي است. حال وقتي در يک جامعه شرايط به گونه‌اي باشد که نخبگان در گذر زمان آن را ترک مي‌کنند، نه تنها خروج آنها مستقيماً جامعه را متاثر مي‌کند، بلکه در دراز مدت، ذخيره ژنتيکي کشور را نيز فقيرتر مي‌کند و در نسل‌هاي آتي، روند انتقال ضرايب بالاي هوشي به «نسل‌هاي آينده» با اختلال مواجه مي‌شود. اين امر در مورد کشور اسکاتلند طي بيش از نيم قرن به دقت مطالعه شده است. از اوايل قرن بيستم، هر ساله تعداد زيادي از افراد تحصيل کرده اسکاتلندي به انگلستان مهاجرت مي‌کنند. درصد متوسط مهاجرت سالانه تحصيل کردگان دانشگاهي از اسکاتلند به انگلستان 17.2 درصد و ضريب هوشي متوسط اين مهاجران 108.1 مي‌باشد.

 اين موضوع سبب شده است که ميانگين ضريب هوشي اسکاتلندي‌ها به طور متوسط در هر نسل يک امتياز نسبت به نسل قبل کاهش پيدا کند و اسکاتلندي‌ها در اواسط قرن بيستم به کم‌هوش‌ترين ملت اروپايي (با ميانگين ضريب هوشي 97) تبديل شدند. در واقع، يک نخبه علمي يا اقتصادي که از کشور خارج مي‌شود، تنها دانش و استعداد فردي يا مقداري ثروت مادي از کشور خارج نمي‌کند، بلکه ژن‌هاي نخبگي و کارآمدي را نيز با خود مي‌برد تا نسل‌هاي بعدي او در خارج از کشور مادري از آن بهره مند شوند و جوامع ميزبان‌شان را از آن بهره‌مند سازند وضعيت کشور ما ايران در ميان کشورهاي در حال توسعه مشابه وضعيت اسکاتلند در ميان کشورهاي توسعه يافته است. بر اساس آمار صندوق بين المللي پول، ايران با ضريب مهاجرت 15 درصد، رتبه اول را در ميان 61 کشور توسعه نيافته و در حال توسعه دارا مي‌باشد و مي‌توان تخمين زد که در طي سه دهه اخير حداقل سه واحد از ضريب هوشي متوسط ايراني‌ها صرفا به سبب مهاجرت کاهش پيدا کرده است.


مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش ميانگين ضريب هوشي ملل نمي‌شود، بلکه اين کشورها را از نوابغ تهي مي‌سازد. با نگاهي به فهرست اسامي افرادي مانند لئوناردو داوينچي (ضريب هوشي220)، گوته (210)، پاسکال (195)، نيوتن (190)، لاپلاس (190)، ولتر (190)، دکارت (185)، گاليله (185)، کانت (175)، داروين (165)، موزارت (165)، بيل گيتس (160)، کوپرنيک (160) و اينشتين (160) به‌سادگي درمي‌يابيم که توسعه دانش بشر در طول تاريخ بيش از هر چيز مرهون افراد نابغه مي‌باشد. نوابغ همان کساني هستند که توان حل پيچيده‌ترين مشکلات يک کشور را دارا مي‌باشند و مسووليت راهبري کشور را در وضعيت‌هاي بحراني بر عهده دارند. تاثير نوابغ روي توسعه جوامع به حدي است که مي‌توان عبارت معروف «ملتي که قهرمان ندارد هيچ چيز ندارد»  را با جمله «ملتي که نوابغ را در راس مديريت خود ندارد، به هيچ جا نخواهد رسيد» جايگزين کرد.

کنترل مواليد و ضريب هوشي

بررسي‌هاي متعدد ارتباط بين هوش و تحصيلات و همچنين ارتباط ميان تحصيلات و تبعيت از سياست‌هاي کنترل مواليد را به اثبات رسانده است. ضريب هوشي متوسط 20 درصد پرهوش جامعه حدود 115 و ضريب هوشي متوسط 20 درصد کم‌هوش جامعه حدود 85 مي‌باشد. اگر فرض کنيم که ميزان زاد و ولد در گروه کم‌هوش جامعه تنها 30 درصد بيش از ميانگين جامعه و ميزان زاد و ولد در گروه پر هوش جامعه 30 درصد کمتر از ميانگين جامعه باشد، ميانگين ضريب هوشي نسل دوم از محاسبه زير به دست مي‌آيد:

0.2)x1.3x85) + (0.6x1x100) + (0.2x0.7x115) = 98.8

به اين ترتيب مي‌توان انتظار داشت که ميانگين ضريب هوشي هر نسل 1.2 امتياز از ميانگين ضريب هوشي نسل قبل کمتر شود.

تحليل فوق به خوبي مي‌تواند آمار توصيفي ارايه شده از سوي نهادهاي بين‌المللي را توجيه نمايد، اما اصلاح اين وضعيت نيازمند اتخاذ رويکردي مداخله‌اي و همه‌جانبه است. اتخاذ تمهيدات و سياست‌هاي علمي براي فقرزدايي و مقابله با شکاف رو به فزوني طبقاتي، توجه به مديريت عوامل خطرزاي سلامت و عوامل اجتماعي موثر بر سلامت، حمايت و مديريت علمي نخبگان و تلاش براي متوقف و معکوس نمودن سير مهاجرت نخبگان و بازنگري علمي سياست‌هاي کنترل جمعيت تنها بخشي از رژيم‌درماني ملتي است که به تدريج هوش خود را از دست مي‌دهد.

*منبع: نشريه پزشكي سپيد

 


 
!! نوشته شده توسط شهرام | 12:40 PM | Sat 9 Jan 2010

سفرنامه 1

دوستان سلام نمیدونم شما هم با بلاگفا مشکل دارید یا نه ؟تا حالا چند بار نوشته ام ولی موفق به ارسال نشده ام.خدمت شما عرص کنم که من جهت اخذ مدرک بین المللی تدریس زبان انگلیسی با عنوان TESOLکه مخفف Teaching English to speakers of other languages میباشد راهی سفر شدم.این مدرک راTrinity college لندن ارائه میدهد اما از انجائی که سفارت انگلیس در تهران بسته بود و من می بایست به امارات میرفتم که خود هزینه زیادی را در بر داشت تصمیم گرفتم به یکی از شعبات Oxford Teflدر خارج از انگلیس بروم.انها دو کشور اسپانیا و چک را معرفی کردند که در نهایت من چک را به دلیل هزینه های زندگی کمتر نسبت به اسپانیا انتخاب کردم و الان به این نتیجه رسیدم که انتخابم کاملا" درست بود نه فقط از نظر هزینه ها بلکه از نظر کیفیت دوره هم عالی بود.کلیه استادان ما از بریتانیا بودند و کاملا" خبره. واقعا" خوشحالم که از این دوستان خیلی چیزها یاد گرفتم که در این سالهای تدریسم نمی دونستم.علاوه بر دوره اصلی TESOL من دوره کودکان را هم گذراندم که ان هم واقعا" مفید و جالب بود.دوره واقعا" مشکل بود البته نه به خاطر خود دوره بلکه به خاطر کارهای عملی که میبایست انجام میدادیم چرا که اصولا" ما ایرانیها با این امور نا اشنا هستیم اما همکلاسیهای امریکایی و انگلیسی من خیلی راحت بودند انها از دوره ابتدائی کارهای عملی در مدرسه داشتند.به عنوان مثال ما میبایست تکالیفمان را تایپ میکردیم و من میدیدم اینها ده انگشتی و سریع تایپ میکردند بر خلاف من که یک ساعت طول می کشید یک صفحه تایپ کنم .وقتی پرسیدم چطوری اینقدر سریع تایپ میکنید میگفتند این قسمتی از کار مدرسه ما بود و اگر یاد نمی گرفتیم اجازه رفتن به کلاس بالاتر را به مانمیدادند.شما این را به عنوان یک نمونه در نظر بگیرید تا الی اخر.

در پستهای بعدی بیشتر از دوره و سفرم  می نویسم راستی با اپلود کردن عکسها هم مشکل دارم.ممنون میشم اگر راهنمائی بفرمائید.

ادامه دارد...

charles bridge and castle in prague

 

!! نوشته شده توسط شهرام | 10:18 AM | Mon 23 Nov 2009

بازگشت از سفر

سلام دوستان حدودا دو ماهی از آخرین پستی که گذاشتم می گذرد. در این فاصله به دو کشور چک و اتریش سفر کردم. در پست های بعدی حتما برایتان بیشتر می نویسم.

!! نوشته شده توسط شهرام | 6:15 PM | Mon 16 Nov 2009

بازی

شهری بود كه در آن همه چیز ممنوع بود. و چون تنها چیزی كه ممنوع نبود بازی الك دولك بود، اهالی شهر هر روز به صحراهای اطراف می‌رفتند و اوقات خود را با بازی الك دولك می‌گذراندند. و چون قوانین ممنوعیت نه یكباره بلكه به تدریج و همیشه با دلایل كافی وضع شده بودند، كسی دلیلی برای گله و شكایت نداشت و اهالی مشكلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند. سالها گذشت. یك روز بزرگان شهر دیدند كه ضرورتی وجود ندارد كه همه چیز ممنوع باشد و جارچی‌ها را روانه كوچه و بازار كردند تا به مردم اطلاع بدهند كه می‌توانند هر كاری دلشان می‌خواهد بكنند.جارچی‌ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراكز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند:"آهای مردم!آهای...!بدانید و آگاه باشید كه از حالا به بعد هیچ كاری ممنوع نیست."مردم كه دور جارچی‌ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراكنده شدند و بازی الك دولك‌شان را از سر گرفتند.جارچی‌ها دوباره اعلام كردند:"می‌فهمید؟شما حالا آزاد هستید كه هر كاری دلتان می‌خواهد ، بكنید."اهالی جواب دادند:"خب!ما داریم الك دولك بازی می‌كنیم."جارچی‌ها كارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند كه آنها قبلا انجام می‌دادند و حالا دوباره می‌توانستند به آن بپردازند. ولی اهالی گوش نكردند و همچنان به بازی الك دولك‌شان ادامه دادند؛بدون لحظه‌ای درنگ.جارچی‌ها كه دیدند تلاش‌شان بی‌نتیجه است، رفتند كه به امرا اطلاع دهند.امرا گفتند:"كاری ندارد!الك دولك را ممنوع می‌كنیم."آن وقت بود كه مردم دست به شورش زدند و همه امرای شهر را كشتند و بی‌درنگ برگشتند و بازی الك دولك را از سر گرفتند
بازی/داستانی از ایتالو كالوینو

!! نوشته شده توسط شهرام | 11:0 AM | Thu 24 Sep 2009

موفقیت

 

موفقیت=تفکر+شهامت+سرمایه

!! نوشته شده توسط شهرام | 1:33 PM | Thu 17 Sep 2009

How to stay young


HOW  TO STAY YOUNG

 
 Throw  out nonessential numbers. This  includes age, weight and height. Let the doctors worry about them.  That is why you pay 'them' 
 
  Keep  only cheerful friends. The  grouches pull you down.
 
  Keep  learning.  Learn more about the computer, crafts, gardening, whatever.. Never  let the brain idle. 'An idle mind is the devil's workshop.'  And  the devil's name is
Alzheimer's 

  Enjoy  the simple things.  
 
  Laugh often,  long and loud. Laugh until you gasp for  breath.
 
The  tears happen.  Endure, grieve, and move on. The only person, who is with us our  entire life, is ourselves. Be ALIVE while you are alive.  
 
  Surround  yourself with what you love  , whether it's family, pets, keepsakes, music, plants, hobbies,  whatever. Your home is your refuge.  
 
Cherish  your health: If  it is good, preserve it. If it is unstable, improve it. If it is  beyond what you can improve, get help. 
 
  Don't  take guilt trips.  Take a trip to the mall, even to the next county; to a foreign  country but NOT to where the guilt  is.
 
 
  Tell the people you love that you love them,  at every opportunity.

AND  ALWAYS REMEMBER
 :
 Life is not measured by the number of breaths we take,  but   by the moments that take our breath away.


!! نوشته شده توسط شهرام | 0:0 AM | Sat 12 Sep 2009

RSS