تبليغاتX
به سوی کانادا(Towards Canada)

مهاجرت

 

اين روزها خروج از كشور و سكونت در يك كشور خارجي براي خيلي ها يك آرزو شده است و شايد آرزويي دست نيافتني!

بيشتر افرادي كه سرزمين خود را ترك مي كنند و جايي ديگر را براي زيستن بر مي گزينند و البته در اين راه سختي هاي زيادي را نيز متحمل مي شوند، اغلب با يك هدف به دنبال اين آرزوي پرمشقت مي روند: "زندگي بهتر".

مهاجرت  پديده اي جهاني  است  و بسياري از كشورها به طور مستقيم و غير مستقيم با  آن  دست و پنجه نرم  مي كنند. برخي كشورها مبداء مهاجرت اند، برخي مقصد و برخي هر دو.
 
براي بسياري از مهاجرين ايراني معناي زندگي بهتر در "رفاه اقتصادي" خلاصه مي شود، چيزي كه آنان مي گويند در غرب هست و در ايران نيست. با اين حال دغدغه ي دوم اكثريت اين جوانان موضوع آزادي هاي اجتماعي است.

مهدي۲۸ ساله در تشريح علت دپورتش، مي گويد: " در ويتنام، زماني كه قصد داشتم با يك پاسپورت جعلي به آلمان بروم بازداشت و به ايران بازگردانده شدم."

اين اولين بار نيست كه اين جوان 28 ساله از سوي ماموران فرودگاه بازداشت مي شود، وي كه مقصد نهايي اش كانادا است، قبلا نيزدو بار در هنگ كنگ و كنيا بازداشت شده است. در آخرين بازداشتش در ويتنام، پولهايش توسط ماموران پليس دزديده شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

او كه در تهران مغازه دار بوده است، مي گويد: " برنامه ريزي كرده بودم كه اگر دخل و خرج مغازه بگذرد تا 2 سال آينده بتوانم خانه اي تهيه كنم و زندگي تشكيل دهم، اما يكباره در عرض كمتر از يكسال قيمت خانه 10 برابر شد، با پولي كه من داشتم يك اتاق هم نمي دهند چه برسد به خانه."

او ادامه مي دهد: " حداقل چيزي كه در آنجا داري، آرامش فكري است، وقتي كار مي كني مي تواني زندگي راحتي داشته باشي، پس انداز كني، اوضاع اقتصادي مملكت ثبات دارد، هر روز نبايد نگران تحريم و قيمت دلار و اين جور چيزها باشي"


آمار سازمان ديده بان حقوق بشر  نشان مي‌دهد از سه  دهه ي پيش‌، بالاترين  آمار مهاجرت متعلق به زنان مهاجر است، به طوري كه حدود 200 ميليون زن و دختر جوان طي 3 دهه ي اخير دست به مهاجرت زده‌اند؛ اين آمار تا قبل از اين تاريخ، كمتر از نصف رقم فوق بوده است.

"مونا" دانشجوي سال آخر رشته ادبيات، كه سال گذشته در اولين تلاشش براي رفتن به كانادا موفق بوده و اكنون حدود 1 سال است در اين كشور زندگي مي كند، يكي از دختراني است كه با پرداخت 25 ميليون تومان به يك قاچاقچي توانسته است در كمتر از يك ماه خود را به خاك كانادا برساند. او اينك به عنوان پناهنده منتظر زمان تشكيل دادگاه است و از شرايط جديد زندگي خود كاملا راضي است.

مسافراني كه در نيمه راه شناسايي شده و بازداشت مي شوند، گاه مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند. از تحقير و توهين گرفته تا بستن دست ها به ميله هاي سلول به مدت چند روز، حكايت برخي از افرادي است كه در ميان راه گرفتار پليس شده اند. دليل بازداشت همه ي آنان داشتن" پاسپورت هاي جعلي" است.

اين پاسپورت ها كه به همراه كارت شناسايي و شناسنامه به مسافران داده مي شوند، اغلب متعلق به شهروندان اروپايي است كه با تغيير عكسشان، در اختيار مسافران قرار مي گيرند.


البته همه ي متقاضيان اقامت در كشورهاي غربي راههاي غيرقانوني را براي اين كار انتخاب نمي كنند. هم اكنون بسياري از افراد كه عمدتا طبقه ي مرفه جامعه را تشكيل مي دهند، با فروش كليه ي اموال خود، با استفاده از قوانين مربوط به مهاجرت قصد اقامت در كشورهايي چون كانادا، آمريكا و استراليا را دارند.

متقاضيان مهاجرت را مي توان به 2 دسته كلي تقسيم كرد:

1. افرادي كه به دنبال رفاه اقتصادي بار سفر مي بندند؛ آنها عمدتا از قشر پايين جامعه هستند و با توسل به روشهاي غيرقانوني قصد اقامت در كشوري را دارند.

2.  افرادي كه به دنبال آزادي هاي اجتماعي، سياسي، امنيت و .. قصد سكونت در كشوري ديگر را دارند.

در اين ميان هر چند كفه ي ترازو به سمت گروه اول سنگيني مي كند، اما موضوع آزادي هاي اجتماعي نيز دغدغه ي بسياري از جوانان امروز كشور است.

برگرفته از سایت ایرانیان انگلستان
 

!! نوشته شده توسط شهرام | 10:8 PM | Sat 17 Jan 2009

تساوی

معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسید
گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز
یک با یک برابر بود
سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
یک با یک برابر نیست
!! نوشته شده توسط شهرام | 11:47 PM | Sat 10 Jan 2009

ذکر دو خبر

یکی از مشکلات من با این پروسه قانون جدید مهاجرت این بود که متقاضیانی که قبل از فوریه ۲۰۰۸ اقدام

کرده اند و الان با قانون جدید شغلشون مورد نیاز هست و در لیست جدید هم از نظر شغلی مشکلی

ندارند می بایست زمان طولانی را سپری کنند تا موقع مصاحبه و ویزا در حالیکه افرادیکه بعد از این تاریخ

اقدام کرده اند زمان کمتری رو منتظر خواهند بود.خوب از نظر من این عادلانه نبود سایت اداره مهاجرت را

هم مطالعه کردم چیز خاصی نگفته فقط عنوان کرده که افرادی که قبل از فوریه ۲۰۰۸ اقدام کرده اند مطابق

قانون قدیم بررسی می شوند. امروز از یکی از دوستان در کانادا شنیدم که ان افرادی که در صف مهاجرت

هستند و شغل انها مورد نیاز هست سریع تر به کارهای انها رسیدگی می کنند و دیگران اگر در لیست

جدید نباشند و قبل از این تاریخ اقدام کرده باشند مثل سابق بررسی می شوند.به نظر من هم منطقی

همینه دوم اینکه دوستانی که نامه تجدید مدارک را دریافت کرده اند و پس از تکمیل بفرستند حدودا" ۶

ماه الی یک سال بعد برای مصاحبه دعوت میشوند پس فرصت خوبیه که رو ی سئوالات مصاحبه کار  کرد

البته احتمال ویو شدن هم هست که  البته احتمالش خیلی کمه من تا الان با کسانی که بر خورد داشتم

فقط یک نفر را دیدم که ویو شد ان هم چند سالی در امریکا زندگی کرده بود و بعد به ایران امده بود و از

اینجا اقدام کرده بود.

 شاد باشید 

!! نوشته شده توسط شهرام | 10:34 PM | Mon 5 Jan 2009


چه جوری میفهمی که الان در سال۲۰۰۹ هستی؟؟

--------------------------------------------------------
1) You find out that your family that is not more than 3 people have 4 or 5 mobile telephone numbers.
یهو نگاه میکنی میبینی خانواده ات که 3 نفر بیشتر نیستن ؛ 4 یا 5 خط موبایل دارن
--------------------------------------------------------
2) You send an Email to a work colleague even though he/she is sitting at a desk right next to yours.
واسه همکارت ایمیل میفرستی در حالی که میز بغل دستی تو نشسته
--------------------------------------------------------
3) Your relationship with family members and friends that have no Email gets worse and you hardly contact them.
رابطه ات با اقوام و دوستانی که آدرس ایمیل ندارن رو به وخامت میره و تو به سختی میتونی باهاشون ارتباط داشته باشی
--------------------------------------------------------
4) You park your car outside your house then use your mobile to phone the house to ask for assistance with carrying the shopping in.
شما ماشینتون رو جلوی خونه تون پارک میکنین ..بعدش موبایلتون رو در میارین و به خونه زنگ میزنین که بیان کمک و چیزایی که خریدین رو از ماشین پیاده کنن .
--------------------------------------------------------
5) Every TV advert has an internet address at the bottom of the screen..
هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم زیرش داره
--------------------------------------------------------
6) Leaving the house without taking your mobile phone with you makes you really stress and rush back to pick it up even though you managed to live without one for 20 or 30 years of your life.
وقتی خونه رو بدون همراه داشتن موبایلتون ترک میکنین باعث میشه استرس تمام وجودتون رو بگیره و دوباره با عجله برگردین خونه تا ورش دارین در حالی که قبلا بدون موبایل 20-30 سال از عمرتون رو گذروندین و بدون هیچ مشکلی
--------------------------------------------------------
8) As soon as you wake up in the morning you check the internet even before you have your coffee.
صبحها قبل از خوردن چایی و قهوه تون تا بلند میشین اولین کاری که میکنین سر زدن به اینترنت هست
--------------------------------------------------------
9) You are now reading this, smiling and shaking your head.
شما الان در حالی که این ایمیل رو میخونین سرتون رو تکون میدین و لبخند میزنین ...
--------------------------------------------------------
10) You are so busy reading this that you didn’t even notice that this list has no number 7.
و این قدر سرگرم خوندن این ایمیل بودین که حتی توجه نکردین که این لیست شماره 7 نداشت ..
--------------------------------------------------------
11) You went back up to check that there is no number 7.
شما دوباره برگشتین تا چک کنین که شماره 7 رو داشته یا نه؟
--------------------------------------------------------
12) I am sure if you scrolled up that you will find number 7, its just that you didn’t notice it.
و من مطمئنم که اگه شما دوباره به بالا برگردین حتما شماره 7 رو پیدا میکنین ...این مال اینه که شما بهش توجه نکردین
--------------------------------------------------------
13) You scrolled up again but you did not find number 7. I am making fun of you of course, this goes to show that you have no trust in yourself and that you believe anything said to you.
شما دوباره بر میگردین بالا ولی باز هم شماره 7 رو پیدا نمیکنین .. البته که من با شما شوخی کردم و این نشون میده که شما به خودتون هم اعتماد نمیکنین و هرچی بقیه بگن باور میکنین


این پست را یکی از دوستان برایم ایمیل کرده بود .دیدم جالبه اینجا گذاشتمش البته در در قسمت انگلیسی ان اشتباهاتی هست که تغییر ندادم.شاد باشید
!! نوشته شده توسط شهرام | 10:39 PM | Sat 3 Jan 2009

تبریک سال 2009

Happy New Year! I wish all of you a great year

2009 begins || Canon5DMkII/Sigma12-24@12 | 1/25s | f4.5 | ISO3200 | Handheld

Toronto's Nathan Philips Square in the first few minutes of 2009

!! نوشته شده توسط شهرام | 9:22 PM | Thu 1 Jan 2009

کریسمس


سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.


به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت، شوهر ملکه ویکتوریا با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.

واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.

در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که اروپاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.

در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.

کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.

در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپور- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.

در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.

تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند

فرا رسیدن کریسمس و سال نو میلادی را به همه دوستان تبریک میگم.چند روزی است که خسابی سرم شلوغه و از این دنیای مجازی دور بودم.فکر میکنم منم مثل این سریال لاست در خودم لاست شدم.درمورد اخبار مهاجرت ظاهرا"ذیگه سفارت کانادا در تهران فرم ویا هزینه درخواست رو قبول نمی کنه و باید مستقیما" به کانادا فرستاده شود.البته فرستادن پول هم خود معضلی شده.به امید شادکامی

!! نوشته شده توسط شهرام | 0:19 AM | Mon 29 Dec 2008

RSS