روز خوشی خواهد بود!!!
من اصولا" ادم بد شانسی نیستم ولی این رو خوب فهمیدم که اگر بدشانسی بهم رو کنه پشت سر هم میاد و ول کنمم نیست.امروز صبح اول وقت یکی از شاگردام زنگ زد و کلاس بعد از ظهرش رو کنسل کرد.البته من از دوستان خواسته ام که اگر قرار شد کلاسشون رو کنسل کنند یک روز زودتر خبر بدهند تا من شخص دیگری را جایگزین کنم ولی خوب بعضی وقتها accident happens accidently و کاریش هم نمیشه کرد.یک هفته یش از من خواستند تا برای دریافت حقوقم از یکی از موسسات زبان بک حساب سیبا باز کنم و هیچ حساب دیگری هم قبول نمیکنند .من هم که باور کنید اگر ازم بخوان تا فردا صبح یکسره و بدون حقوق درس بدم حاضرم تا اینکه برم بانک حساب باز کنم .با لاخره رفتم و چیزی حدود یک ساعت و ربع طول کشید تا اقای خوش اخلاق برام حساب بازکرد و گفت یک هفته دیگه بیا کارت ورمزت رو بگیر.من هم خوشحال که بالاخره تمام شد و هنوز به خانه نرسیده بودم که موبایلم زنگ زد و دیدم همون اقا خوش اخلاقه هست و میگه من یادم رفت کارت ملی وشناسنامه رو به شما بر گردونم(لازم به توضیح که هیچگونه عذر خواهی صورت نگرفت)البته خودم هم می بایست چک میکردم ولی از بس این اقا کارهای مختلف انجام داد و من خسته و کلافه شده بودم که فرار کردم.برگشتم بانک و مدارک رو به من داد و گفت پایین فرم را هم باید امضا کنی که البته پشت فرم بود و قبلا" که ازش پرسیدم گفت نه نمیخواد.امروز رفتم که کارت و رمز را بعد از یک هفته بگیرم که دیدم ان اقا خوش اخلاقه نیست و همکار خوش اخلاق تر از ایشون هستند.از ایشون خواستم که کارتم رو بدهند و ایشان هم یک دفتری رو نگاه کردند و گفتند نیامده گفتم خوب برم کی بیام (جمله معروف)گفتش فیشت رو به من بده و زد تو کامپیوترش و گفت اصلا" برای شما درخواست کارت نشده من الان درخواست میدم شما برو یک هفته دیگه بیا کارتت رو بگیر
وقتی خواستم اعتراض کنم امان نداد و گفت اشتباه همکارم به من ربطی نداره تازه بیا خوبی کن
.من هم چون میخواستم بیشتر از این تکریم نشم دست از پا دراز تر برگشتم خونه.فقط امیدوارم تا شب همه چیز به خیر بگذره.